سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
">
منوی اصلی
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره وبلاگ
  پایگاه اشعار عاشورایی حسین بادروج[43]


برداشت از این وبلاگ حتی بدون ذکر نام و منبع آزاد است/ شعری که دارد بوی عاشورا عزیز است/ از هر کسی از این و آن فرقی ندارد/ این چند خط نوحه شد سرمایه ی من/ با نام من یا بی نشان فرقی ندارد...
ویرایش
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
ابر برچسب ها
نوحه ، نوحه تاسوعا ، نوحه حضرت عباس ، پوررکنی ، شعر عاشورایی ، نوحه عصر عاشورا ، حسین بادروج ، دوبیتی ، فقه و عاشورا ، دفاع مقدس ، شعر دفاع مقدس ، حضرت زهرا ، شهید ، شعر حضرت زهرا ، شهدا و دفاع مقدس ، شبهات عاشورایی ، شعر امام زمان ، شعر شهید ، نوحه عاشورا ، نوحه حضرت زینب ، دوبیتی عاشورایی ، نوحه ابوالفضل علیه السلام ، نوحه امام حسین علیه السلام ، نوحه علی اصغر علیه السلام ، تحقیقات عاشورایی ، عاشورا ، مراثی ، امام حسین ، اولین همسر امام حسین ، شعر نو عاشورایی ، شعر نو و عاشورا ، شرح حال رباب ، مسلم ، حمیده دخترمسلم ، خبر شهادت مسلم ، امام زمان ، نوحه با محوریت نماز ، حاج رضا ، نوحه علی اکبر ، نوحه محاوره ای ، مرثیه حضرت عباس ، نوحه حضرت عاباس ، نوحه صبح عاشورا ، متن نوحه عاشورا ، نوحه عصرعاشورا ، متن نوحه تاسوعا ، حضرت علی اصغر ، نوجه ، نوحه امام حسن ، متن نوحه ، حضرت زینب ، شعر عاشواریی ، شعر حضرت عباس ، مبانی فقهی قیام عاشورا ، شبهات عاشورا ، شعر شهدا ، دوبیتی فاطمی ، شعر فاطمی ، حضرت رینب ، عصر عاشورا ، نوجه حضرت زهرا ، دزفول ، شعر دزفول ، حصرت عباس ، اماعصر ، شعر انتظاز ، نوحه ابا الفضل ، دوبیتی عاشوارایی ، زبان حال رقیه ، زبان حال زینب ، رجز ، شعر امام حسن ، نوحه امام حسین ، علی خاکی ، شعر امام حسین ، شهدا ،
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :49
بازدید دیروز :78
کل بازدید :99342
تعداد کل یاد داشت ها : 81
آخرین بازدید : 94/6/13    ساعت : 10:12 ص
امکانات دیگر

هر دلی آن روز درگیر تو بود

شهر ما پر بود از عطر تنت

وقت رفتن ساکت و بی ادعا

روی دوش ملتی برگشتنت




برچسب ها : دفاع مقدس  , شهید  , شعر شهید  , شهدا  ,


      


با حسین

ای آفتاب بی غروب

وهابیت کوردل و همه دشمنان قسم خورده ات بدانند

ما با عاشورا زنده ایم و با کربلایت  

نفس می کشیم 




به کوری چشم دشمنان  

من از تو دل نمی برم از تو جدا نمی شوم

تو بی غروبی ، تو جاودان

من از تو دل نمی برم از تو جدا نمی شوم


برگردان اول: دست خزان از باغ محبت دور باد                    ( یاحسین)

              چشم حسود عشق من و تو کور باد                  ( یاحسین)


برگردان دوم : ای غمت لشکر            عشق تو لنگر                 آخرین سنگر


برگردان سوم :            دل من زنده شد به ولایت حسین!

                             پدر و مادرم به فدایت حسین !  

برگردان چهارم : انی سلم لمن سالمکم     انی حرب لمن حاربکم 

       


خدا گنج عشق تو را کرده قسمتم

طمع کرده دشمن به عشقم ، به ثِروتم

کمر بسته دنیا به قتل مُحبتم       من از تو دل ...


به دستت گرفتی زمام دل مرا

دگرگونه کردی نظام دل مرا

قرق کرده نامت تمام دل مرا       من از تو دل..


زمین و زمان گریه کرده برای تو

بپا گشته در آسمانها عزای تو

نیفتد ز لب نام و از سر هوای تو     من از تو دل...


دلی که به درک غم ما نمی رسد

اسیر شب است و به فردا نمی رسد

اگر قطره گم شد به دریا نمی رسد   من از تو دل ...


زده دشمن رو سیاهت  به هر دری 

که از ما بگیرد دل و از تو دلبری

به تهدید نمرود و تردید اشعری     من از تو دل ...


قسم برغرور حدیث کَسای عشق

به روزی که بر سر کشیدی عبای عشق

به شیرینی نغمه ی ربنای عشق    من از تو دل...


همه بر سر خوان مهمانی توایم

به نامت رسیدیم و بارانی توایم

مکلف به مشق مسلمانی توایم   من از تو دل ...


شدم پیر و مانده عزایت جوان حسین! 

نبرده غمت را مرور زمان حسین!

قرار زمین ، برکت آسمان حسین!    من از تو دل...


به بعثت ، به هجرت ، به وحی خدا قسم

به شان نزول تو در کربلا قسم

به تاویل محکم ترین آیه ها قسم          من از تو  دل...


قسم بر لب خشک و آوای تشنه ات

به هل من معین و تقاضای تشنه ات

و هر گردش خون به رگهای تشنه ات من از تو دل...


مجالی به جولان دشمن نمی دهیم

به یک لحظه از دوری ات تن نمی دهیم

که از دستت ای راه روشن نمی دهیم    من از تو دل ...


تو ذبح عظیمی خدا خونبهای توست

همیشه پر از هروله کربلای توست

و شش گوشه ی قلب ما در منای توست    من از تو دل ...


حرامم اگر یک نفس بی تو سر کنم

لبی بی خیال تو آسوده ترکنم

شبی فارغ از کربلایت سحر کنم        من از تو دل ...


خدا آفریده مرا شاعرت شوم  

ثنا گوی عباس نام آورت شوم

تهی باشم از خود پر از باورت شوم    من از تو دل ...


به دنیا رسیدم که دریا کنی مرا

که دستم بگیری که پیدا کنی مرا

غلام تو باشم ، تو آقا کنی مرا          من از تو دل...


وزن دوم :



ای شهید سرجدا شکر خدا

وصله عشق تو می چسبد به ما

یا حبیب َ الله وَ یا کهف َ الوری        من از تو دل ...


دست تو در دست رحمنِ الرحیم

دشمنت همدست شیطانِ الرجیم

چشم بینای صراطَ المستقیم     من از تو دل ...



 ذره ای بودم که آگاهت شدم    

ازهمان جا سالک راهت شدم

قبل از این عالم هوا خواهت شدم   من از تو دل ...


ای گره خورده به دلهای رها

از تبار پاک اَعلامُ التُّقی

نور پنجم از مَصابیحُ الدُّجی      من از تو دل ...


می برد بالا دعا را دست تو

هر گره وا می شود با دست تو

با تو می مانیم و با ما دست تو    من از تو دل...






















برچسب ها : نوحه  , نوحه عصر عاشورا  , پوررکنی  , نوحه امام حسین  ,


      

از یاس تا نیلوفرت را دوست دارم 

باغ خدا برگ و برت را دوست دارم

ای آسمان مهربان دست کریمت

خورشید ذره پرورت را دوست دارم

با نام تو آغاز کردم عاشقی را

پرواز با بال و پرت را دوست دارم

دست یقینم را بگیر ای عشق بی سر

من بالهای باورت را دوست دارم

خون گلوی تشنه ات طوفان بپا کرد

آب و هوای حنجرت را دوست دارم

دریادلان، شور آفرینان، رادمردان

هفتاد و یک همسنگرت را دوست دارم

از سالک شش ماهه تا پیر غمت را

هم اصغرت هم اکبرت را دوست دارم

من آیه آیه زخم های پیکرت را

من سوره های بی سرت را دوست دارم

تا پای جان دم می زدی از حیدر عشق

این دم زدن از حیدرت را دوست دارم

« هیهات من الذله» ات را می ستایم

این سنت احیاگرت را دوست دارم

می گفت زینب در وداع آخر ینت

یک بوسه زیر حنجرت را دوست دارم

وقتی تنت افتاد بر خاک آسمان گفت:

ای تن تکاپوی سرت را دوست دارم

هر قطره اشکم خار شد در چشم دشمن

من گریه پای منبرت را دوست دارم




      

 

 

 

بی تو نفس می کشم هنوز

باورت می شود حسین...

رنج قفس می کشم  هنوز

باورت می شود حسین...

برگردان اول: ای شهید بی کفن

ای سر دور از بدن     بی تو ماندم زنده من

باورت می شود حسین...

 

برگردان دوم :می شود با هر غروبی خاطرات من مرور

می کنم از قتلگاهت من به جان کندن عبور 

باورت می شود حسین...


وداعت می کنم هر لحظه تصویر

غمت آئینه در آئینه تکثیر

زمین زندان ، هوا بی تو نفس گیر

باورت می شود حسین...


شب و داغ دل و باغ خزانم

من و سجاده و اشک روانم

« دعا گوی غریبان جهانم»

باورت می شود حسین...

 

سحر نزدیک و اندک فرصت من 

جدایی از تو تنها حسرت من 

نشد با تو شهادت قسمت من

باورت می شود حسین... 

 

جفا بر ما شده باب از سقیفه 

به سویت نیزه پرتاب از سقیفه

و خورده این عطش آب از سقیفه

باورت می شود حسین...

 

به بالینت شهید بی سر من

رسیده مادرم ، چشم تو روشن

تو بی سر من اسیر دست دشمن

باورت می شود حسین...


تو یادم داده ای بالندگی را

خدا را، عاشقی را، بندگی را

نمی خواهم پس از تو زندگی را

باورت می شود حسین...

 

سرت سیر و سلوکی بی ریا کرد

عجب تفسیری از «قالو بلا» کرد

تو را امشب خدا بی من صدا کرد

باورت می شود حسین...

 

گوارای دل تنگت رسیدن

شهادت ، پرگرفتن ، آرمیدن

من و شرم نفس بی تو کشیدن

باورت می شود حسین...

 

پشیمان می شود فردای بی تو

به آتش می رسد تقوای بی تو

من و بار غم و دنیای بی تو

باورت می شود حسین...

 

چه بی رحم است و بی پروا غم تو

چه با ما می کند فردا غم تو؟

کنار آمد دل من با غم تو !

باورت می شود حسین...


امان از صبح بی فجر نگاهت

عبور کاروان از قتلگاهت

شدم آخر رفیق نیمه راهت

باورت می شود حسین...

 

شب است و ناله و یک لاله چین دشت

چه دور از تو شده درد آفرین دشت

نمی بینم مسلمانی در این دشت

باورت می شود حسین...

 

 

 

وزن دوم:

ای به خون افتاده یاس و مریمت

تا سحر امشب ملائک همدمت

جان سالم بردم از دست غمت

باورت می شود حسین...

 

پیکرت در خاک و خون غلطان هنوز

می تراود از لبت قرآن هنوز

مانده بی تو در تن من جان هنوز

باورت می شود حسین...

 

مانده زینب چشم بیدارت شود

دست عباس علمدارت شود

مانده تا با هر نفس یارت شود

باورت می شود حسین...

 

 

جان من ، جانان من ، تاب و تبم

از نفس افتاده ناله بر لبم

می شود کم کم سحر بی تو شبم!

باورت می شود حسین...

 

از شب مویت پریشان تر دلم

تا قیامت ، لاله ای پرپر دلم

کهنه پیراهن غمی نو در دلم

باورت می شود حسین ...

 

نیمه جان من  اگر یاری کند

خواهرت  باید وفاداری کند

در تن دنیا غمت جاری کند

باورت می شود حسین ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




برچسب ها : حسین بادروج  , حضرت رینب  , عصر عاشورا  , پوررکنی  ,


      

 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

حقیقتاً فوز و رستگاریِ انسانِ کامل، زمانی است که خویش را کشته ی راهِ عشق می بیند،

لحظه ی رهایی ازدنیای فانی و عروج به ملکوت با فرقِ شکافته و محاسنی به خون خضاب گشته، هنگامه ی فلاح و کامیابی صالحان است.

و این معنای ژرف، در کلامِ کوتاهِ امیرمؤمنان علی(ع) نهفته است که به هنگامِ شهادت فرمود: فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه (( قسم به خدای کعبه رستگار شدم ))

و قطعاً عاشورای 61 برای فرزندِ امیرالمؤمنین، شهیدبن شهید، حسین بن علی(ع)،

همین لطافت و زیبایی را به همراه داشته، و اینک به یادِ لحظه ی وصالِ اربابمان حسین

با خدای تبارک و تعالی و به زبانحال می خوانیم که:

« قسم به فرقِ شکسته ات بابا              شد حسینت رستگار »

به اشک درخون نشسته ات بابا        شد حسینت رستگار


برگردان (اول )فزت و رب الاصغر          فزت ورب الاکبر      فزت ورب العباس


برگردان(دوم)زمزمه ی روی لبم یاعلی ویا مولا                   فزت ورب الشهدا فزت ورب الزهرا

برگردان (سوم)به دل شکسته سوگند 

   به غریب کوفه سوگند 

   به خدای کعبه سوگند       شد حسینت رستگار

                             

ای دلت دریای بی طوفان علی

نام تو    آغاز بی   پایان علی

آیه های    محکم قرآن   علی                  

شد حسینت رستگار


همچو رویت لاله گون شد پیکرم

ازصدا هرگز نیفتد   حنجرم

می زنم فردا به نیزه منبرم                     

شد حسینت رستگار


این گلو چشم انتظار خنجراست

این شهادت وعده ی پیغمبر است

رویت از آب گوارا خوش تر است             

  شد حسینت رستگار


جلوه کن در قلب طوفان ، نوح من

می دهد بویت نوازش ، روح من

می برد غم از دل مجروح من                 

شد حسینت رستگار


بغض سرتا پا تکلّم یا علی

قلب خالی از تلاطم یا علی

ای شهید جهل مردم یا علی                    

شد حسینت رستگار


می رود کم کم بمیرد انتظار

سرگذارد روی دوش من بهار

با دلی آرام و گامی استوار                   

شد حسینت رستگار


ای که بر تو راز نا بگشوده نیست

پیش رویت راه نا پیموده نیست

عاشقت را سر به تن آلوده نیست            

  شد حسینت رستگار


یا علی کوچه ندارد کربلا

تا بگیرد سر به دیوارش مرا

لست اصبر عن فراق المرتضی  

شد حسینت رستگار


از ازل سرگرم تن ، این سر نبود

روح من آغشته ی پیکر نبود

خونم از خون تو  رنگین تر نبود        

شد حسینت رستگار


یا علی موسای تو در کربلا

می شکافد نیل شب را بی عصا

ای پس از سوء القضاحسن القضا         

شد حسینت رستگار


برگلویم خنجری خوش کرده جا

می کند آماده ، معراج مرا

اصلی الثّابت وفرعی فی السّما              

شد حسینت رستگار


می رسد صبح شب یلدای من

ازسر نی لیله الاسرای من

عشق من ، مولای من ، بابای من          

شد حسینت رستگار


من که دیدم داغ بیرون از شمار

من که مردم ، تشنه هفتاد ودوبار

ساحلی آسوده وصفم کرده یار              

شد حسینت رستگار


یا علی من شعله ی آه توام

حاصل اشک سحرگاه توام

گریه های مانده در چاه توام             

شد حسینت رستگار


یا علی زخم سرت بی مرهم است

کربلا یک کوفه ابن ملجم است

ای که دیدارت زوال هر غم است      

  شد حسینت رستگار


ای ملائک باده گردانت علی

سر بگردان سوی مستانت علی

کربلا پایان هجرانت علی                

  شد حسینت رستگار


متن پیش از نوحه از برادر سعید رمی می باشد .