سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 38
کل بازدید : 165810
کل یادداشتها ها : 101
خبر مایه


این وبلاگ توسط بعضی از دوستان آقای بادروج اداره می شود

و انتشار اشعار با اجازه ایشان صورت می گیرد ( محسن)


  


تشنه رفتی به فرات            تشنه تر برگشتی

          همه ی عشق و وفایی عباس!

همه جا روضه ی توست      تو که پرپر گشتی

         همه ی کرب و بلایی عباس!


همه جا ورد زبانهاست هوا داری تو

نرسد دست وفایی به وفا داری تو

روزی ام باز شده نوحه برایت خواندن

قسمتم باز شده شکرِ عزا داری تو

تو امیر دل مایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


شهره ی شهر دلم عشق حکیمانه ی توست

قصه ی زندگی ام مرگ غریبانه ی توست

همه جا زمزمه ی نام تو روی لب ماست

سخن از مشک و علم ، جنگ دلیرانه ی توست

تو که رشک شهدایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


همه جا صحبت دردی ست که آهش بودی

حرف خورشید غریبی ست که ماهش بودی

همه جا حرف شهیدی ست که شهدش با توست

وقت جان باختنت دیده به راهش بودی

صاحب مشک و لوایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


کربلا کوفه شد و خشم خروشان می خواست

پرُ نامرد شد و مرد رجز خوان می خواست

سینه ی تنگ تو و خشمِ نگه داشته ات

از امام شهدا رخصت میدان می خواست

سپر رنج و بلایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


فاتح خیبر غم های  برادر بودی

علمش داد به تو بس که دلاور بودی

اولین دلهره ی لشکر شیطان از تو

همه این بود که تو ثانی حیدر بودی

پسر شیر خدایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


از همه قامت افراشته ات رعناتر

در بلا ها قدم عشق تو پا برجا تر

چه نیازی به علم داشت علمداری تو؟

قد و بالای تو بود از علمت پیداتر

تو الفبای وفایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


راه پر حادثه ی علقمه حیران تو بود

عطش کرب و بلا دست به دامان تو بود

جنگ تو یکتنه و دشمن تو پر تعداد

آب یک قافله آن روز به دندان تو بود

همه گفتند کجایی عباس

همه ی کرب و بلای عباس


لب تو تشنه ولی بارش ابر کرمی

پاسخ «العطش» و خواهش اهل حرمی

بین هفتاد و دو عاشق تو فقط بی دستی

از شهیدان تو فقط صاحب مشک و علمی

شمع جمع شهدایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


تا ابد شاکرم از لطف خدای ازلی

که زده در دل من خیمه ی اولاد علی

می کشم ناز عزایت که ندارد مانند

ای به قربان وفایت که ند ارد بدلی

قمر آل عبایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس


من به هر روضه ی عباس رساندم خود را

هر کجا ذکر غمت بود نشستم آنجا

دلم از گریه به زیر علمت سیر نشد

مانده ام باز بدهکار عزایت اما

طلبم از تو دعایی عباس

همه ی کرب و بلایی عباس







  

 

غم اصغر به کنار...        شرمنده ی ربابم به خدا

نه خزانم نه بهار            شرمنده ی ربابم به خدا

 

برگردان اول:

 هر غمی رنگ خودش را دارد

 با دلم جنگ خودش را دارد

هر غمی از تو حسین سنگین است

دل من با غم تو غمگین است

برگزدان دوم:

خورشید منی ، مهتاب توام

بی تاب منی ، بی تاب توام

 

ای برادر جسم و جانم آتش است

هم عیان و هم نهانم آتش است

نام اصغر در دهانم آتش است

آتش غم به کنار     شرمنده ی ربابم به خدا

 

لشکر شب بسته راه ساقی ات

پرده زد خون بر نگاه ساقی ات

گشته اینجا قتلگاه ساقی ات

ای شده بدون یار   شرمنده ی ربابم به خدا

                            

اشک من با مشک آبم جاری است

خیمه ها نزدیک و دستم خالی است

تا مرا نور نگاهی باقی است

پا کنارم بگذار

 

ای به بویت کرده اینجا را حرم

من حریف هر غمم الا حرم

فاصله خیلی ندارم با حرم

آه من شراره دار      شرمنده ربابم به خدا

 

 

در دل من خیمه ی نورانی ات

افتخار من بلا گردانی ات

چشم و دست عاقلم قربانی ات

بوی تو بوی نگار      شرمنده ی ربابم به خدا

 

مشک این بارم لبی را تر نکرد

یک شراره از عطش کمنر نکرد

چشم من دید و دلم باور نکرد

خیمه ها در انتظار.... شرمنده ی ربابم به خدا

 

دست من افتاد و عزمم کم نشد

 هرچه کوشیدم نماند غم، نشد

دل به دندان دادم  و این هم نشد

من شدم چه بی قرار.... شرمنده ی ربابم به خدا

 

تشنه می جنگیدم و باکم نبود

می زدم شمشیر و دشمن کم نبود

مشک من پر مانده بود و غم نبود

قلب من شده شکار   شرمنده ی ربابم به خدا

 

ای قیام تو قوام زندگی

کشته ی راهت امام  زندگی

در رکابت ای تمام زندگی

مردن من افتخار     شرمنده ی ربابم به خدا

 

این بیابان تشنه ی باران توست

قدر ما از قدرت ایمان توست

روح من قبل از تنم مهمان توست

پیکرم را بگذار     شرمنده ی ربابم به خدا

 

دشمنت را دیده ی دیدن نبود

در وجودش نقطه ای روشن نبود

مقصد او دست و مشک من نبود

دارد این غم به تو کار     شرمنده ی ربابم به خدا

 

 

غرق توفان غمت شد ساحلم

ای بلا دیده چه کردی با دلم

دیدنت درمان و دردت مشکلم

ما دو یار بی قرار     شرمنده ی ربابم به خدا

 

هرچه غم بوده به دنیا دیده ای

خوشه خوشه غصه ها راچیده ای

من اگر قطره تو دریا دیده ای

 می شمارم.. بشمار..     شرمنده ی ربابم به خدا

 

 

 

 

 

 

 


  

 

به بالینم بیا رهبر          به زانویت گذارم سر

         چه پایانی از این خوش تر

بیا از قصه ی چشمت    بخوانم قسمت آخر   

         چه پایانی از این خوش تر

 

بیا این جان بر لب را شریک غصه هایت کن

غم فردای زینب را برای من روایت کن

کمی از غم سبک تر کن    کنارم لحضه ی آخر

چه پایانی از این خوش تر

 

بیا ای مهر بی پایان! بمیرم روی دامانت

برای توشه راهم، بگیرم بوی دامانت

کنم شهد شهادت را   به دیدار تو شیرین تر

چه چایانی از این خوش تر

 

بیا خورشید عاشورا ! بگردم بر مدار تو

بیفتد کوکب چشمم دوباره در مدار تو

شود جانم فدای تو    فدای زمزم و کوثر

چه پایانی از این خوش تر

 

نصیبم شد که بی دست و پر از بال و پرت باشم

عمود آمد به فرقم تا شبیه اکبرت باشم

برایت برده ام رنج و   بیادت خورده ام خنجر

چه پایانی از این خوش تر

 

خوشم از اینکه خونم را به پیمان تو می ریزم

از اینکه آخرین اشکم به دامان تو می ریزم

از اینکه بوده ام با تو   در این جبهه، در این سنگر

چه پایانی از این خوش تر

 

جهان را در غباری از غمت پیچیده می بینم

بساط دشمنانت را همه برچیده می بینم

شدم با دیده ی زخمی     دم رفتن چه بینا تر

چه پایانی از این خوش تر

 

وزن دوم:

 

آرزو دارم به روی دامن تو جان سپارم

روبروی قتلگاهِ تو بنا گردد مزارم

بگیرم از گل رویت    دوباره بوی پیغمبر

چه پایانی از این خوش تر

 

می شود باغ و بهشتم هرکجا پا می گذاری

 دیده در راهم بیایی بر سرم ای عشق جاری

برای چشم من باشد     رخ تو آخرین منظَر

چه پایانی از این خوش تر

 

قافله سالار غمها! می شناسی راه قلبم

ای غریب مانده تنها! گریه کن در چاه قلبم

به قربان دل تنگت    شدم قربانی حیدر

چه پایانی از این خوش تر

 

آنچه داری در گریبان دست موسی  هم ندارد

زخم شمشیری که خوردم جز لبت مرهم ندارد

به دست تو رساندم دل    به دامانت نشاندم سر

چه پایانی از این خوش تر

 

 

 

 

 

 


  

 

     از پا ننشستی      از پا نمی نشینم حسین!

    سالار شهیدان     ای نام پر طنینم حسین!

 

برگردان اول: ای نور هدایت    زینب به فدایت    محتاج دعایت

 برگردان دوم :هرگز نشکستی ، ساکت ننشستی

ساکت نمی نشینم حسین!

 

برگردان سوم :  از خون تو زمین      رنگ خدا گرفت

                      قدری نفس بکش    قلب هوا گرفت

 

برگردان سوم:

  ای کعبه ی دردم      حسین حسین!

                دور تو می گردم      حسین حسین !

   با هر نفس گفتم    حسین حسین!

                  از پا نمی افتم        حسین حسین! 

برگردان چهارم:  

جای نشستن نیست   حسینم!

وقت شکستن نیست  حسینم!

 

 

می کنم هر قطره از خون شهیدان

بعد از این  آتش به جان آل سفیان

عقیله ی آل حیدرم

برایت عباس دیگرم    از پا نمی نشینم حسین...

 

می شمردم هر چه تیر آمد به سویت

دست من کوتاه و خنجر بر گلویت

خدا خریدار این گلوست

دلم من آرام یاد اوست   از پا نمی نشینم حسین!

 

 خون از این رگهای تشنه کم نرفته

ای امیر قافله یادم نرفته

غم تو باید علم کنم

جهان برایت حرم کنم     از پا نمی نشینم حسین!

 

 ای شهید تشنه کام و کهنه پوشم

کوله بار کربلایت روی دوشم

شهید در خون شناورم

غمت به آینده می برم    از پا نمی نشینم حسین!

 

در دلم خورشید ظهر بی زوالت

راحت جان همه! راحت خیالت

نمی گذارم زمین غمت

گرفته ام تازه پرچمت        از پا نمی نشینم حسین!

 

 خیمه زد در آسمانها کربلایت

تا بگنجد در دل دنیا  عزایت

تو هرچه گفتی همان شدم

به وسعت آسمان شدم       از پا نمی نشینم حسین!

 

من که از دنیای بی روی تو سیرم

داغ جانکاه جوانت کرده پیرم

غم تو باریده بر سرم

غریق توفان اکبرم     از پا نمی نشینم حسین!

 

از لهیب سینه می سوزد گلویم

آنچه دیدم در غمت باید بگویم

به روحت آغشته شد تنم

خلاصه ی کربلا منم    از پا نمی نشینم حسین!

 

ماه من! وقت طلوع کوکب توست

عصر عاشورا شروع زینب توست

شبم پر از بوی سیب تو

دعای « امن یجیب» تو    از پا نمی نشینم حسین!

 

خواب دشمن خوش به تصویر شکستت

می کنم وارونه تعبیر شکستت

مجاهد سر بریده ام

سر به سامان رسیده ام    از پا نمی نشینم حسین!

 

 پر شده از شعله امشب خشم دوزخ

زل زده بر قاتلانت چشم دوزخ

بهشت  در خون نشسته ام

قرار قلب شکسته ام        از پا نمی نشینم حسین!

 

می شوم پیغمبر فریاد و آهت

بعثت من از کنار قتلگاهت

صدای تو در گلوی من

اشاره ات سمت و سوی من  از پا نمی نشینم حسین!

 

 

وزن دوم:

هم به میدان هم به مقتل           هر کجا باشی امیری

سر به زیر  آورده نیزه                  تا سرت بالا بگیری

از پا نمی نشینم حسین!

 

من همان موجم که باید               از غم دریا بگویم      

باید از یک روز  و یک شب          قدر یک دنیا بگویم

از پا نمی نشینم حسین!

 

می کنم آهسته گریه                نشکند قلب امامم

از همین امشب برادر !           فکر کوفه فکر شامم

از پا نمی نشینم حسین!

 

من که با این گنج صبرم       رنج بی اندازه دیدم

من که داغ ده سوار و           اسب و نعل تازه دیدم

از پا نمی نشینم حسین!

 

من اگر بی تو نمردم  ...          زنده ی یاد تو هستم     

آسمان بار امانت                    داده از دستت به دستم

از پا نمی نشینم حسین!                                                           

 

هر چه غم داری به جانم      هر چه جان دارم فدایت

سر بخواهی یا صبوری         هردو می ریزم به پایت

از پا نمی نشینم حسین!   

 

هرچه غم آید ...،  نباید          حلم من شیطان بگیرد

آتش است این غم دعا کن    چشم من باران بگیرد

از پا نمی نشینم حسین!

 

لحضه ای از عمر زینب           از غم تو برحذر نیست

دست شب را می کنم رو      آسمانت بی قمر نسیت

   از پا نمی نشینم حسین!

 

می کنم درگیر داغت               آدم و حوای عالم عالم

دشمن دنیا پرستت                می کنم رسوای عالم    

از پا نمی نشینم حسین!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  

 

امشب به یادت در دلم ، شمع شهادت روشن است

بی روی تو این اولین ،  شام غریبان من است

ای یوسف بازار غم ، تازه ترین زخم دلم

بوی تو را دزدیده است ،گرگی که با پیراهن است

میدان تو کرب و بلا، من کوفه و شام بلا

سردار من رخصت بده وقت به میدان رفتن است

ای جان مهجور از تنم ، ای ماه دور از دامنم

امشب سرت ای بی کفن، روی کدامین دامن است

 این راه سیراب از بلا،  لبریز از قالوا بلی...

تا قتلگاهش با تو بود از این به بعدش با من است

ای تار و پود ِ عمر من ، بود و نبود عمر من

با تار و پودش دشمنم ، هر کس که با تو دشمن است

 من با تو هم اندیشه ام ،از این رگ و این ریشه ام

این سر که دارم بر بدن ، آماده ی افشاندن است

 

 


  

ما همه عبّاس توایم   

 پرچمت روی زمین نمی ماند

 

*************

برگردان اول :عشقِ ما ثار الله    یا أبا عبد الله

پرچمت روی زمین نمی ماند

*************

 برگردان ذوم :گرفته ایران عَلَمت/همه یار و همقدمت/مدافعانِ حرمت/پرچمت روی زمین نمی ماند

 

 برگردان سوم :قـلبِ آگـاه و        چشـمِ بیداریم

دست از این پرچم                     بر نمی داریم

*************

بر سر خوانِ آسمان گسترِ توایم

ما نمک خورده ی غمِ اکبرِ توایم

ما مسلمانِ روضه و منبرِ توایم

پرچمت روی زمین نمی ماند

****************

ای ستم دیده ، ما صدای تو می شویم

دستِ عباس باوفای تو می شویم

هم برای تو ، هم فدای تو می شویم

پرچمت روی زمین نمی ماند

*******************

ای شهیدی که کُشتنت غیرِ ممکن است

از دلِ ما گرفتنت غیرِ ممکن است

سازشِ ما و دشمنت غیرِ ممکن است

پرچمت روی زمین نمی ماند

**************

قلبِ ما می تپد همیشه برای تو

زندگی می کشد نَفَس در هوای تو

مکّه ی بی ریا شده کربلای تو

پرچمت روی زمین نمی ماند

**************

دین و دنیای من ، بهشتم فقط حسین

لیلهُ القدرِ سرنوشتم فقط حسین

روی دیوارِ دل نوشتم فقط حسین

پرچمت روی زمین نمی ماند

***************

داده خونت به ما نشان، راهِ روشنت

دستِ ما را رسانده قرآن، به دامنت

این پیامِ همیشه ی ما به دشمنت

پرچمت روی زمین نمی ماند

***************

ماهِ بر نیزه آسمانها مریدِ تو

خوش به حالِ ستاره های شهیدِ تو

دستِ دلها به دامنِ پر امیدِ تو

پرچمت روی زمین نمی ماند

******************

ما به نامِ تو یک جهانِ تپنده ایم

ما  مسلّح به گریه های کُشنده ایم

ما به این نوحه و عزای تو زنده ایم

پرچمت روی زمین نمی ماند

****************

عاشقم کرده ذکرِ  زیبای « یاحسین»

زندگی می کنم به آوای « یاحسین»

دل نبستم مگر به دنیای « یا حسین»

پرچمت روی زمین نمی ماند

***************

سینه های سِتَبرمان غرقِ باور است

منطقِ ما همان « ألَسنا» ی اکبر است

گودی قتلگاهِ تو قُلّه پرور است

پرچمت روی زمین نمی ماند

******************

آبروی نوای  « أمّن یُجیبِ» ما

دست« نصرِ »خدا و« فتحِ قریبِ» ما

کربلای تو بسته راهِ فریبِ ما

پرچمت روی زمین نمی ماند

******************

طبعِ من جز به قصدِ تو هر کجا نشست

بویی از تو رسید و نظمِ مرا شکست

شعرِ «خاکی» فقط برا ی تو بود و هست

پرچمت روی زمین نمی ماند

**************

وزن دوم:

هنوز اشکِ به خون آلوده داریم

پلاک و لاله ی مفقوده داریم

شهادت های ناپیموده داریم

پرچمت روی زمین نمی ماند

***************

به هر آدینه ی آشفته سوگند

به بغضِ در گلو ها خفته سوگند

به دردِ گفته و ناگفته سوگند

پرچمت روی زمین نمی ماند

********************

سرِ بر سینه سنگینم فدایت

از این کمتر نمی ریزم به پایت

از این کمتر نمی گویم برایت

پرچمت روی زمین نمی ماند

**************

به دستم ساغر و صَهبای عقل است

اگر مستِ تو گشتم پای عقل است

شدم دیوانه ات فَتوای عقل است

پرچمت روی زمین نمی ماند

**************

رگِ عاشق، پُر از خونِ تولّا ست

پریشانِ غمت، دیر و مُصَلّا ست

همیشه پرچمت بالای بالا ست

پرچمت روی زمین نمی ماند


  

 

 

ای پسر عشق سلام علیک

برگ و برعشق سلام علیک

نور دل فاطمه و مرتضی

ای ثمر عشق سلام علیک

شکرِ خدا با تو شدم آشنا

در گذر عشق سلام علیک

اکبری و از همه آگاه تر

از خبر عشق سلام علیک

کوکبی و طی شده عمر کمت

با قمر عشق سلام علیک

بت شکنی از تو جوان تر نبود

با تبر عشق سلام علیک

می رسد اول به تو هر زائری

در سفر عشق سلام علیک

نقطه به نقطه بدن صابرت

شد سپر عشق سلام علیک

ای تن صد پاره چه کرده غمت

با جگر عشق سلام علیک

 

آن قدم و قامت و قدرِ بلند

صاحب هر حمله ی حیدر پسند

شوق به یک عرضِ ارادت گرفت

از پدرش اذنِ شهادت گرفت

خفته تو را دید در آغوش جنگ

اذن به تو داد ولی بی درنگ

هیچ کسی تاب فراقت نداشت

گریه به اندازه داغت نداشت 

پشت سرت ناله ی پاشیده بود

قافله ای قلب خراشیده بود

ای به حسین از همه نزدیک تر

سوی تو قاتل شده تحریک تر

هیچ گلی مثل تو چیده نشد

جانب پاییز کشیده نشد

مثل تو شمشیر مکرر نخورد

با تنِ تو زخمِ برابر نخورد

قاتل تو هرچه که انگیزه داشت

ریخت به شمشیر و به فرقت گذاشت

غرقِ به خون شد قد رعنای تو

کم نشد از شورِ« السنا»ی تو

ای شده پرپر ، شده اول قتیل

از حرمُ الله و تبار خلیل

با لب خشکیده و ثقل ِ حدید

اول عمرت شدی اول شهید

خون تو می ریخت به هر جای دشت

بوی تو می داد تماشای دشت

ای به فدای غم نزدیک تو

آن بدن قابل تفکیک تو

مرثیه ها را همه مطلع تویی

سوره ی اخلاص مُقَطَّع تویی

مزرعه ی پاک و پر از خوشه ای

گوشه ای از کعبه ی شش گوشه ای

ریشه زده مهر تو در خاک من

درک تو آورده به ادراک من

شکر خدا را که نصیبم شدی

قسمت این قلب غریبم شدی

داده به من ماه تر از ماه را

خواسته تا گم نکنم راه را 

شکرِخدا عشق تو شد سنگرم

عضوِ غم و حزبِ علی اکبرم

در سرم افتاده هوایت علی

دار و ندارم به فدایت علی

خواست خدا با تو معطر شوم

سینه زن هیئت اکبر شوم

کرب و بلا با تو مجسم شود

فاصله ام با پدرت کم شود

بر سر راهم بزند دام تو

دفتر من پر کند از نام تو

خواست خدا با تو خدایی شوم

با نفست کرب و بلایی شوم

نار به یک جلوه جنان می شود

هرچه خدا خواست همان می شود

خواست خدا در تو غریقم کند

بر سر تشخیص دقیقم کند

کوه کند صبر مرا، بعد از آن

در نمک عشق رقیقم کند

سبز کند بر سر راهم تو را

سرخ تر از رنگ عقیقم کند

خواست تو از خاک بلندم کنی

تا که در اندیشه عمیقم کند

کعبه کند روی تماشایی ات

عارف این بیت عتیقم کند

داده به تو قافله ام تا رها

از  غمِ قُطّاعِ طریقم کند

دست تمنای مرا برده تا

با پسر عشق رفیقم کند

 

(حسین بادروج)

 

 

 


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ