سفارش تبلیغ
صبا ویژن
..:: پنجمین لبخند خدا ::..
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» بازخوانی مراثی عاشورا (2)

نحوه ی شهادت امام حسین (ع)

در میان مقاتل کهن چگونگی شهادت امام (ع) به نحو مبسوط ،با ذکر جزئیات بیان شده است و می توان گفت تفاوت قابل توجه ای بین آنها نیست . بنابراین یکی از گزارش های دقیق و مستند تاریخ عاشورا نحوه ی شهادت امام حسین (ع) است . این دقت در ثبت لحظات شهادت امام (ع) از سوی شاهدان عینی و نگارندگان اولیه ی حادثه عاشوار، به جهت شخصیت ممتاز حضرت سید الشهداء است و طبیعی است که همه ی نگاه ها از دوست و دشمن در هنگام شهادت متوجه او باشد . چند گزارش از لحظه ی شهادت امام (ع) در دست می باشد که صرف نظر از اختلافات جزیی ، نقاط مشترک آنها قابل توجه است .

از منابع کهن چنین بر می آید که وقتی تمامی یاران ابا عبد الله به شهادت رسیدند ، دشمن قصد کشتن آنحضرت را کرد ولی کسی جرأت نزدیک شدن به امام (ع) را نداشت و این ترس، صرف نظر از شجاعت بی نظیر امام حسین (ع) بیش تر به خاطر این بود که بسیاری از کوفیان مایل نبودند به عنوان قاتل فرزند پیامبر شناخته شوند . بنابر این تا وقتی کسان دیگری مانند انس ، شمر ، و خولی بد ذات بودند دیگران سعی می کردند دست خود را مستقیم به خون فرزند رسول خدا آلوده نکنند .   [1]

«محمدبن سعد»( م 230 )که گزارش او از گزارش های اولیه به حساب می آید و متنی پر مطلب و به لحاظ تاریخی غنی است - اگرچه ممکن است برخی از اخبار وی قابل نقد باشد - می نویسد :

فلما قتل اصحابه و اهل بیته ، بقی الحسین عامه النهار لا یقدم علیه احد الا انصرف ، حتی احاطت به الرجاله ، فما رأینا مکثوراً قط ، اربط جأشاً منه .....  [2]

براساس انچه ابن سعد آورده : زمانی که یاران و اهل بیت امام (ع)کشته شدند ، هیچ کس به سراغ او نمی آمد مگر آنکه باز می گشت ، تا آنکه او را محاصره کردند . و در آن لحظه شجاع تر و استوار تر از او کسی نبود و دلیرانه با آنها می جنگید و حمله ی آنها را د فع می کرد . دینوری ( م 282) علت انصراف مردم را از کشتن امام(ع) صرف نظر از شجاعت یاد شده در گزارش ابن سعد و دیگران به این صورت بیان می کند که : در این وقت امام نشسته بود و اگر می خواستند می توانستند او را بکشند جز این که هر قبیله بر آن بود تا مسئولیت این قتل را به عهده ی دیگران بیندازد   [3]. ابن سعد در گزارش خود ادامه می دهد وقتی شمر این کراهت بر قتل امام (ع) را دید فریاد زد : مادرتان در عزایتان بگرید منتظر چه هستید ، او را بکشید . اولین کسی که به امام(ع) نزدیک شد زُرعه بن شریک تمیمی بود که ضربتی بر کتف چپ امام زد و پس از آن ضربه ای بر گردن امام وارد ساخت . وقتی امام ناتوان بر زمین افتاد و توان حرکت نداشت ، سنان آمد و نیزه ای در سینه ی آن حضرت فرود آورد . وی در جای دیگر می نویسد سنان امام را کشت و خولی سر مقدس او را از تن جدا کرد .   [4]

اما گزارش کامل و دقیق تر ، از آن ابو مخنف است که تقریباً همان را شیخ مقید نیز نقل کرده است . طبری به نقل از ابی مخنف می نویسد : حجاج بن عبد الله بن عمار گوید : عبد الله بن عمار از این که در اثنای کشته شدن حسین حضور داشته بود ملامت کردند که گفت : مرا بر بنی هاشم منتی است . گفتم منت تو بر آنها چیست ؟ گفت : با نیزه به حسین حمله بردم و نزدیک او رسیدم به خدا اگر خواسته بودم نیزه را فر می کرده بودم. اما گفتم چرا منش بکشم ؟ دیگری او را بکشد . گوید : آنگاه پیادگان از راست و چپ به او حمله کردند و او به آنها حمله کرد و آنها را پراکنده نمود . پوشش خز به تن و عمامه داشت .( فو الله ما رأیت مکسوراً قط قد قتل ولده و اهل بیته و اصحابه اربط جأشاً منه) بخدا قسم پیش از او و بعد از او کسی را مانند او ندیده بودم( والله ما رأیت قبله و لا بعده مثله ) و قتی حمله می کرد پیادگان از راست و چپ او چون بزغالگان از مقابل گرگ فرار می کردند . [5]



[1] جعفریان ، رسول ، تأملی در نهضت عاشورا ص184

[2] ابن سعد ، مقتل الحسین ص74

[3] اخبار الطوال ص258

[4] همان ص 186

[5] طبری ، تاریخ ج 5 ص 451



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( چهارشنبه 91/2/13 :: ساعت 4:20 عصر )
»» نوحه مسیر عاشورا 90 علی خاکی

ای یار سر بلندم     به تو می ناز د زینب(2)

یار بلا پسندم          به تو می ناز د زینب(2)

 

گرچه سر تا پا ز داغت اشک و آه آتشینم

با غمت سر می کنم ای سرور نیزه نشینم

ای عرش بر زمینم   به تو می ناز د زینب(2)

 

پر شده باغ گلوی کاروان از بغض پرپر

می کشد بار سر خود را به دنبالت برادر

ای افتخار حیدر    به تو می نازد زینب(2)

 

بس که پاکی دست خاک از دامن پای تو کوتاه

یار من« یک نیزه بالاتر ز دشمن »می رود راه

مبهوت روی تو ماه    به تو می نازد زینب(2)

 

ای سر بر نی ، تن با جان برابر ای برادر

من به پا می پویم این راه و تو با سر ای برادر

ای رشک ماه و اختر    به تو می نازد زینب(2)

 

 

ای کشیده از شب و از شب پرستان دست بیعت

ای نیالوده به تن سر ، ای نداده تن به ذلت

ای گنج عشق و حکمت به تو می نازد زینب(2)

 

ای ندیده جز خدا را، ای پسندیده بلا را

ای به هفتاد و دوحنجر خوانده یار آشنا را

ای آبروی دنیا به تو می نازد زینب(2)

 

ای که راز « هل اتی » و از تبار « لافتی ای»

چشم جان زینب و نور دو چشم مصطفایی

بال و پر دعایی    به تو می نازد زینب(2)

 

از سر دوش نبی بر نیزه کردی آشیانه

می رود لبخند تو  ، با آه من شانه به شانه

ای عشق جاودانه     به تو می نازد زینب(2)

 

چشم تو تسبیح و اشکت شکر و لبخندت ستایش

بی نگاه تشنه ات باران ندارد شوق بارش

ای نور هر نیایش   به تو می نازد زینب (2)

 

پرچم سبزی که از دست علمدار تو افتاد

گشته زلفی ارغوانی روی نی، بر شانه ی باد

ای باغبان فریاد    به تو می نازد زینب (2)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( چهارشنبه 91/2/13 :: ساعت 3:55 عصر )
»» می شود عباس بود و مرد ماند......

می شود در برگ ریز عاطفه

باز هم از دیده ه ها اشکی فشاند

می شود در فصل غربت پیشگی

خویش را از درد بی دردی تکاند

می شود با تکیه بر یاد بهار

سرو بود و در مسیر باد ماند

با دلی شوریده ابراهیم وار 

می شود نمرود را از پا نشاند

در هجوم لشکر نامرد ها

می شود عباس بود و مرد ماند ....



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( سه شنبه 90/12/9 :: ساعت 9:35 صبح )
»» بازخوانی مراثی عاشورا(1)


حضرت ابا عبدالله(ع) و مرثیه ی طلب کردن آب



مسئله ی تشنگی حضرت سید الشهداء(ع) ، چیزی نیست که بتوان در آن تردید کرد . و می توان گفت از نظر متون تاریخی و روایی ،تشنگی آنحضرت در لحظه ی شهادت یک حقیقت اجماعی و اتفاقی است .  اما این که آنحضرت در اثناء جنگ یا در واپسین لحظات ، از دشمن طلب آب کرده باشد – خصوصاً به نحوی که در بعضی از مراثی مشهور است- نه پشتوانه ی قابل اعتماد تاریخی دارد و نه با مرام و منش امام معصوم سازگار است .  برای بهتر روشن شدن مطلب به سیر تاریخی « طلب آب » می پردازیم.

طلب آب در اثناء جنگ

در متون کهن تاریخی  ، مسئله ی طلب آب از سوی امام حسین(ع)- در اثناء جنگ- در دو موضع آمده است که هیچکدام از آنها ربط و حتی اشاره ای به درخواست آب از دشمن ندارد :

الف) بر اساس گزارش دینوری –که شبیه آن را قبل از او ابن سعد آورده است-  چون امام تشنه شد قدح آبی خواست و چون آن را به دهان خود نزدیک ساخت ، «حصین بن نمیر» تیری بر آن حضرت زد که به دهانش خورد و مانع از آشامیدن شد و امام قدح را رها کرد. « و عطش الحسین ، فدعا بقدح من ماء ، فلما وضعه فی فیه ، رماه الحصین بن نمیر بسهم، فدخل فمه ، و حال بینه و بین الماء ، فوضع القدح من یدیه ...» [1]

اگرچه این روایت دینوری بسیار نادر است و بلازری(م297) قبل از اودر انساب الاشراف و اکثر مورخان از جمله طبری این واقعه را به گونه ی دیگری نوشته اند -که به آن اشاره خواهیم کرد- اما باز در این روایت نشانی از درخواست آب از دشمن توسط امام وجود ندارد . طبری این روایت را با ذکر سند چنین می نویسد :

« قال هشام : حدثنی عمربن شمر، عن جابر جعفی ، قال : عطش الحسین حتی اشتد علیه العطش ، فدنا لیشرب من الماء ، فرماه حصین بن تمیم بسهم ، فوقع فی فمه ، فجعل یتلقی الدم من فمه ، و یَرمی به الی السماء ، ثم حمد الله و أ ثنی علیه ، ثم جمع یدیه ، فقال : اللهم احصهم عدداً ، واقتلهم بدداً و لا تذر علی الارض منهم عداداً »[2]

بر اساس این روایات و گزارش های مشابهی که دیگران آورده اند ، وقتی عطش امام شدت می گیرد ، برای نوشیدن آب نزدیک می آید ( قرائن نشان می دهد نزدیک شریعه می شود) و حصین تیری سوی او پرتاب می کند که به دهانش می خورد ، امام خون از دهانش می گیرد و به آسمان می افکند و آنگاه حمد و ثنای خداوند می کند می فرماید : خدایا شمارشان را کم کن و به پراکندگی جانشان را بگیر و یکی شان را در زمین باقی مگذار .

ب) اما موضع دوم که در آن سخن از «طلب آب» به میان آمده ، زمانی است که امام(ع) به دنبال آب است ( نه اینکه درخواست آب کند) و دشمن میان حضرتش و فرات حائل و فاصله می اندازد و مانع رسیدن امام به فرات می شود . طبری به نقل از «اصبغ بن نباته» که زمان وفات او تا حادثه ی عاشورا حد اکثر چهل سال است می نویسد :

« قال هشام ، عن ابیه محمد بن سائب ، عن القاسم بن الاصبغ بن نباته، قال : حدثنی من شهد الحسین فی عسکره : ان حسیناً حین غلب عسکره رَکِب المسناه یرید الفرات ، قال : فقال رجل من بنی ابان بن دارم : ویلکم ! حولوا بینه و بین الماء لا تتام الیه شیعته ، قال : و ضرب فرسه ، و اتبعه الناس حتی حالوا بینه و بین الفرات فقال الحسین : اللهم اضمه، قال : و ینتزع الابانی بسهم ، فاثبَتَه فی حَنک الحسین ، قال : فانتزع الحسین السهم ، ثم بسط کفیه ، فامتلأت دماً ، ثم قال الحسین : اللهم انی اشکو الیک مایفعل بابن بنتِ نبیک . » [3]

در گزارش دیگران مانند « ابن اعثم ( م314)و خوارزمی( م568) » به حمله و دفاع امام(ع) در حالی که به دنبال آب بوده تصریح شده است . « فحمل علیه القوم بالحرب ، فلم یزل یحمل علیهم و یحملون علیه و هو فی ذلک یطلب الماء لیشرب منه شربه ، فکلما حمل بنفسه علی الفرات حملوا علیه حتی احالوه من الماء .... »[4]

در این گزارش بخوبی معلوم است که امام (ع) ضمن دفع حمله ی دشمن ،در عین حال به طرف فرات می رفت ولی آنها بین او و فرات حائل شدند . در اینجا « و هو یطلب الماء » یک جمله ی حالیه است که نشان می دهد حضرت در طلب و به دنبال آب بوده نه اینکه از دشمن «مسئلت » آب کند . منتهی بعضی ها این « و هو یطلب » را «درخواست »و «خواهش» ترجمه کرده اند. مثلاً در ترجمه این عبارت از لهوف که « فقصدوه بالحرب ، فجعل یحمل علیهم ، و یحملون علیه ، و هو فی ذلک یطلب شربه من ماء فلا یجدی....»آورده اند :

« پس همگی آهنگ جنگ با آن حضرت کردند ، حضرت بر آنان و آنان بر حضرت حمله کردند و در عین حال ، حسین از آنان جرعه ی آبی خواست ولی سودی نداشت »[5] همانطور که ملاحظه می کنید «یطلب» به

« درخواست» ترجمه و عبارت « از آنها» به متن اضافه شده است . همچنین « فلا یجد» که مناسب با « یطلب» به معنی « نیافت » یا « به« دست نیاورد» می باشد به « سودی نداشت » ترجمه شده است .

در ضمن بسیار دور از ذهن و غیر قابل باور است که بپذیریم امام در حال حمله به دشمن و رفتن به طرف فرات از آنها درخواست کرده باشد « به من آب بدهید » یعنی این درخواست با جنگ و حمله و رفتن به طرف فرات سازگار نیست .

در بعضی از متون تاریخی مانند آنچه در « المناقب» ذکر شده، تلاش حضرت عباس (ع) برای فراهم کردن آب نیز، با عبارت « یطلب الماء » آمده ، و این می تواند بهترین قرینه باشد که عبارت یاد شده ، در جریان حمله و دفاع امام حسین (ع) نیز به معنی تلاش برای رسیدن به آب است نه درخواست آب . ابن شهر آشوب می نویسد :

« و کان عباس السقاء ، قمر بنی هاشم ، صاحب لواء الحسین ، و هو اکبر الإخوان ، مضی یطلب الماء ، فحملوا علیه ، و حمل هو علیهم ، و جعل یقول ... »[6] بنابر این همانطور که در این گزارش سبک و سیاق جمله نشان می دهد که ، عبارت « یطلب الماء» ، هرگز نمی تواند به معنی « درخواست »باشد و کسی نیز این ادعا را نکرده ، در جریان حمله و دفاع حضرت سید الشهداء نیز قضیه از همین قرار است .

طلب آب در هنگام شهادت

تا قبل از خوارزمی ( م568)تقریباً اکثر مورخان و سیره نویسان نحوه ی شهادت امام حسین(ع) را با اندک تفاوتی – خصوصاً در نام قاتل امام(ع)- به یک صورت بیان کرده اند . در گزارش هایی که تا قرن ششم در باره ی چگونگی به شهادت رسیدن حضرت سید الشهداء (ع) آمده ، نه تنها سخنی از « طلب آب» در واپسین لحظات عمر امام(ع) در میان نیست ، بلکه هیچ گفتگویی را نیز ، میان شمر و امام (ع) در لحظه ی شهادت آنحضرت بیان نکرده اند . اما اندک اندک از خوارزمی به بعد تغییرات عمده و گزارش های متفاتی در متون متأخر به چشم می خورد .

خوارزمی که غالب روایت خود را مستند نوشته ، ابتدا همان گزارش معروف را، همصدا با اکثر مورخان بیان می کند ، آنگاه این روایت را به صورت مرسل و با عبارت « روی» اضافه می کند و می نویسد : «انه جاء الیه شمر بن ذی الجوشن ، و سنان بن انس والحسین بآخر رمق یلوک بلسانه من العطش ففرسه شمر برجله ، و قال : یا بن ابی تراب ، الست تزعم ان َّ اباک علی حوض النبی یسقی من احبه؟ فاصبر حتی تأ خذ الماء من یده ...»[7]

همین گزارش را چند قرن بعد (قرن دهم )« محمدبن ابی طالب » در مقتل خودنقل کرده و عبارت « فطلب الماء » را بعد از « ... یلوک لسانه من العطش..» به آن اضافه کرده است[8] و بعد ها مجلسی در« بحار»، بحرانی در «عوالم»، بهبهانی در «الدمعه الساکبه »و دربندی در« اسرار» عین این روایت را از او نقل کرده اند .

صرف نظر از واحد بودن خبر خوارزمی ، بیان او -تا آنجا که نقل شد – توصیف تشنگی امام حسین(ع) در لحظه ی شهادت است و حتی اشاره ای به «طلب آب» از سوی امام (ع) در آن دیده نمی شود . بنابراین تقابلی با گزارش های قبل از او ندارد زیرا همانطور که قبلاً بیان شد تشنگی آن حضرت و استمرار آن تا واپسین لحضات عمر مورد قبول همه مورخان است . دقت و مقایسه ی روایت خوارزمی با آنچه در قرن دهم در تسلیه المجالس آمده ، این حدس را که مسئله ی «طلب آب» از سوی امام حسین (ع) در لحظه ی شهادت ، به تدریج، آنهم توسط روضه خوانان بر سر زبان ها افتاده ، به شدت تقویت می کند . شاید بتوان گفت آنچه ابتداءابن نما در «مثیر الاحزان» و سپس ابن طاوس در «لهوف » آورده نیز، تحت تأثیر روایت مرسل خوارزمی است که در زمان این دو بزرگوار که هم عصر بوده اند ، بر سر زبان ها بوده است . ابن نما ی حلی (م645) برای اولین بار بدون اینکه سندی برای گفته خود ارائه کند ، از قول هلال بن نافع می نویسد : «قال هلال بن نافع : انی لواقف فی عسکر عمر بن سعد ، اذا صرح صارخ : ابشر ایها الامیر ، قد قتل الحسین . فبرزت بین الصفین ، و انه لیجود بنفسه ، فوالله ما رأیت احسن منه ، و لقد شغلنی نور وجهه و جمال هیبته عن الفکره فی قتله . و طلب منهم ماء ، فقال له رجل : والله لا تذوقه حتی ترد الحامیه ، فتشرب من حمیمها ، فقال : بل ارد علی جدی رسول الله و اسکن معه فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر ، و اشرب من ماء غیر آسن ، و اشکو الیه ما ارتکبتم منی و فعلتم بی.» [9] ابن طاووس نیز روایت فوق را به همین شکل با اندک تفاوتی و اضافه کردن نام « شمر» بعد از « ابشر ایها الامیر» در لهوف آورده است و مقاتل بعد از قرن دهم از او نقل کرده اند .

اگرچه پذیرش روایت ابن طاووس – صرف نظر از شخصیت ممتاز وی- به راحتی قابل پذیرش نیست و ما در خاتمه این بحث به دلایل این مدعی اشاره خواهیم کرد، متأ سفانه بعضی از مقاتل غیر قابل اعتماد به همین مقدار اکتفاء نکرده اند و جریان «طلب آب» از سوی حضرت سید الشهداء (ع) در لحظه ی شهادت را ، به نحوی بیان کرده اند که قهرمان خستگی ناپذیر عاشورا را از جایگاه بلند عصمت و عزت تا حد معمولی ترین انسان ها تنزل، بلکه پایین تر می آورد .

چگونه و اساساً چرا باید باور کنیم که بزرگترین منادی عزت و غیرت انسانی ، همو که فرمود اگرتمام عالم مقابل من بایستد ، تن به ذلت بیعت با یزید نمی دهم در آخرین لحضات عمر خویش در حالیکه همه ی فرزندان و برادران و انصارش با لب تشنه به شهادت رسیده اند ، ملتمسانه از قاتل خود بخواهد: «اذا کان لابد من قتلی فاسقنی شبربه من الماء» و وقتی جواب رد می شنود فریاد بزند : وا جداه... وا علیاه... أ اقتل عطشانا ً وجدی محمد المصطفی ،ااقتل عطشاناً و ابی علی المرتضی...»[10]

این در حالی است که هیچ یک از یاران امام(ع)- با اینکه تشنه به شهادت رسیده اند- ، در وقت جان دادن آبی طلب نکرده اند و این فقط سالار شهیدان است! که تشنگی را تاب نمی آورد و طلب آب می کند! . البته بعضی ها که اصرار فروان دارند که «آب خواستن» امامرا، آن هم به صورتی که بیان شد ، ثابت کنند متوجه ناسازگاری این حرکت با مرام حسین بن علی (ع) شده اند ،به دست به دامان واژه ی « اتمام حجت » شده اند . مرحوم دربندی می نویسد « روشن است آب خواستن امام مظلوم از کفار- آن هم به کرات در زمانی که نزدیک به شهادت بود در بسیاری از روایات آمده و جمع کثیری از ارباب مقاتل آن را ذکر نموده اند . اما اهل بصیرت باید بدانند که اگربرای آن حضرت آب هم می آوردند ایشلن آن را نمی خورد . آب خواستن امام حسین (ع) از کفار وجوه و اسراری دارد که از جمله ی اینها ، اتمام حجت بر آن قوم کافر بود »[11].

[12]



[1]   الدینوری ، الاخبار الطوال ، /255

[2] الطبری ، التاریخ، 5/449

[3] الطبری ، 5/449

[4] ابن اعثم ، الفتوح ، ج5 ص 215

[5] فهری ، ترجمه لهوف /120

[6] ابن شهر آشوب، المناقب، 4/1

[7] الخوارزمی، مقتل الحسین، ج4 ص 35

[8] محمد بن ابی طالب ، تسلیه المجالس ج 2 ص 322

[9] ابن نما ، مثیر الاحزان ، ص 39


[10] طریحی ، منتخب ج2 ص 465

[11] دربندی ، سعادات ناصری ص129




نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( دوشنبه 90/11/24 :: ساعت 8:20 صبح )
»» عشق نه در خانه نه در خانقاه ست ...

 

گفتگویی خیالی با امام زمان (عج) تقدیم به یاران شهید ، آنان که منتظران حقیقی بودند ....

 

 

غربت و غم بود و دل خسته ام

گوش شب و ناله ی پیوسته ام

باغ دلم ذره صفایی نداشت

اشک شبم رخنه به جایی نداشت

ناله و اشک و من و سجاده ام

صد رقم غم به دل ساده ام

ساختم از اشک دو چشمم دو بال

پر زدم از غصه به کنج خیال


ناگهم از یار صدایی رسید

اشک شبم بود به جایی رسید

گفت مرا نقش خیال نگار

مدعی عشق چه داری بیار؟

گفتمش ای جان، تو قرار منی

عشق  منی باغ و بهار منی

روز و شب و ماه پریشان تو

ثانیه ها دست به دامان تو

لنگر غم ساحل آرام تو

می دمد از هر نفسم نام تو

بی رخ تو شمع حیاتم خموش

هر نفسش بار گرانی به دوش


گفت: چه داری بجز این ادعا

قافیه و واژه و حرف و ریا

آنچه نداری به حقیقت میار

پر زبتی دست خلیلی بیار

بر سر راه من و تو خارهاست

بین من و اشک تو دیوارهاست

چشم سر خویش ببند و بیا

تا ببرم چشم دلت کربلا

تا سر و پا مست نگاهت کنم

همسفر زینب و آهت کنم

همسفر یک شب و یک روز عشق

همت مردان ستم سوز عشق

عشق در آنجا به ظهور آمده

جان جهانی به عبور آمده

تشنه و تنها و صبورش ببین

بر سر نی کنج تنورش ببین

آمده تا جلوه کند در کویر

راست کند قامت سبز غدیر

گرچه نه عیسی و نه از مریم است

هر نفسش زنده کن آدم است

باده نه آن بود که انگاشتی

عشق نه این است که پنداشتی


عشق صفای شب اروند بود

آشتی گریه و لبخند بود

مدرسه ی اشک شب و مشق خون

گردش دلها به مدار جنون

عشق سزاوار بلا دیده هاست

پرده نشین دل « فهمیده» هاست

عشق کجا ، گوشه ی عزلت کجا؟

یار کجا ، راحت خلوت کجا؟

عشق نه در خانه نه در خانقاست

در شب نیزار و دل قتلگاست

در شب مردان سحر آفرین

خانه به دوشان ظفر آفرین

در شب الماسی غواص ها

لحظه ی پر پر شدن یاس ها

عشق نمی از عطش کربلاست

در نفس آخر پروانه هاست

عاشق من صید دل آسوده بود

سر به تن خویش نیالوده بود

بر سر دست است سر یار من

سر به هوا نیست هوادار من


خوش به غزالی که خرامید و رفت

دیده ی مستی که مرا دید و رفت

دلبر دیرین به تماشا گرفت

از لب من خنده ی زیبا گرفت

خوش به شهابی که درخشید و رفت

نور به شبهای تو پاشید و رفت

گر به دلت غصه ی خاموشی است

آفت این نور فراموشی است


از دل و دلدادگی و سوز و آه

خال لب و باده و چشم سیاه

گفتی و گفتند بسی مو به مو

ناله چه سود از دل بی آرزو

آرزوی پر به هوایی زدن

بر بدن از لاله قبایی زدن

آرزوی شمع دل افروختن

بر سر سجاده ی خون سوختن

سوختنی ، سوختنی بی صدا

در دل شب ساکت بی ادعا

با دل در حسرت بود و نبود

اینهمه دم از می و مستی چه سود

باده ی من اشک شب و ناله هاست

خال لبم ، زخم تن لاله هاست

چند نشستی که قرارم کجاست؟

ناله زدی ناله که یارم کجاست؟

عمر من خسته به هجران گذشت

بی رخ تو بی سر و سامان گذشت

غصه دوای دل مهجور نیست

فاصله از من به شما دور نیست

خانه ی من چشم و دل آشناست

از قدمم جبهه پر از ردِّ پاست

بوسه بزن خاک قدمگاه من

نور بگیر از رخ چون ماه من

بوسه بزن سنگ مزار شهید

تا شکفد در تو بهار شهید

چاره جز این نیست که همت کنی

گوهر دل پاک چو « همت » کنی

بشکنی از خویش بت خویشتن

خو کنی از ناله به سر باختن

عشق به جان تو اگر جان گرفت

ناله ی تو بوی شهیدان گرفت

لایق آنی که دعایت کنم

منتظر م باش صدایت کنم




 

 

 

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( دوشنبه 90/11/3 :: ساعت 6:2 عصر )
»» (نوحه )با الهام از وصیت امام حسن مجتبی (ع)



هرکجا می نگرم داغ حسن جلوه گراست

اول کار غم و آخر ماه صفر است

کور باد آنکه غمت را به جهان تازه ندید

هر زمان داغ تو از پیش مرا تازه تر است

سخن از داغ تو درراه گلو می ماند

بر در خانه غمهای توقفلی قدر است

چند روزی است کسی سر به یتیمان نزده

منتظر چشم یتیمان پریشان به در است

دست عباس که داغش کمری می شکند

امشب از داغ جگر سوز حسن بر کمر است

سر به دیوار دل خویش گذارد زینب

می کند گریه بر آن ماه که نور سحر است

گفتم از ماه و سحر ، آه چه یادم آمد

خاطرم سوخت ازآن ماه که در طشت زر است

آه بگذار دمی سیر بگرید زینب

بخدا چاره این آتش دل چشم تر است

این دل و کشتی طوفان زده ی غم روزی

با سری غرقه بخون بر سر نی همسفر است

با زبان دل آزرده حسن می گوید

با دلی خسته که تسلیم قضا و قدر است

شد پر از تلخ ترین خاطره ها خاطر من

خاطر آسوده روم چون که خدا دادگر است

آفتاب لب بام است دگر عمر حسن

روح از پیکر من سوی خدا رهسپر است

چاره جز مرگ ندارد گره کور غمم

مرگ در کام من غمزده شهد و شکر است

زیر لب خسته و آهسته سخن می گوید

گوش دل کو؟ به کلامی که چو در و گهر است

بر لب چون صدفش مانده همین چند گهر

بشنوید این سخن زاده ی خیر البشر است

اِستعد لِسفر قَبلَ حلولِ اَجَلک

توشه آماده کنید این سفری پر خطر است

یعنی ای شیعه ی دل داده به آیین حسن

غافل از خود منشین دست اجل پشت در است

همرهان توشه و بار سفر آماده کنید

پیش روی همه روزی بخدا این سفر است

توشه از سفره ی تقوا و عمل باید برد

که در آن ظلمت ره نور عمل کارگر است

دور از خویش مبین ای دل غفلت زده مرگ

که اجل از مژه برچشم تو نزدیکتر است

می کند زمزمه درگوش تو هر موی سفید

دل نبندید به دنیا که محل گذر است

دل به آینده مباز و غم دیروز مخور

صبح فردا چو دمد «روزی» و« روزی» دگر است

هرکه آمد به حصاری که خدا ساخت زعشق

سعی شیطان به فریب دل او بی ثمر است

مکن آلوده عصیان وخطا عمر گران

هر که شد شیعه ی مولا زخطا بر حذر است

تا به دل مهر حسن دارم و سودای حسین

عشق در هر قدم و هر خطرم راهبر است

ای حسن درد غمت را به دو عالم ندهم

عشق شیرین منی تا زوجودم اثر است




نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( سه شنبه 90/10/27 :: ساعت 10:57 صبح )
»» چند دوبیتی ( شاید زبان دل امام حسین (ع) باشد خطاب به علی اصغر )

ساقی ات بر لب دریاست اگر بگذارند

آب بهر تو مهیاست اگر بگذارند

از لب خشک تو در دیده ی بارانی من

طرح یک خنده چه زیباست اگر بگذارند

----------------------------

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( دوشنبه 90/10/19 :: ساعت 1:53 عصر )
»» به بهانه یادواره شهدای دانش آموز دزفول

امشب از چشمم شقایق می چکد

ناله  از نای   دقایق  می چکد

آسمان شهر زیبا تر شده

اشک با لبخند رسواتر شده

گریه ها  بوی  الفبا  می دهد

بوی درس آب و بابا می دهد

بوی شب های پراز بیم و امید

بوی مشق دانش آموز شهید  



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( چهارشنبه 90/10/14 :: ساعت 3:25 عصر )
»» متن نوحه عصرعاشورای 90 حاج رضا پوررکنی - دزفول (شد حسینت رستگار)

 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

حقیقتاً فوز و رستگاریِ انسانِ کامل، زمانی است که خویش را کشته ی راهِ عشق می بیند،

لحظه ی رهایی ازدنیای فانی و عروج به ملکوت با فرقِ شکافته و محاسنی به خون خضاب گشته، هنگامه ی فلاح و کامیابی صالحان است.

و این معنای ژرف، در کلامِ کوتاهِ امیرمؤمنان علی(ع) نهفته است که به هنگامِ شهادت فرمود: فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه (( قسم به خدای کعبه رستگار شدم ))

و قطعاً عاشورای 61 برای فرزندِ امیرالمؤمنین، شهیدبن شهید، حسین بن علی(ع)،

همین لطافت و زیبایی را به همراه داشته، و اینک به یادِ لحظه ی وصالِ اربابمان حسین

با خدای تبارک و تعالی و به زبانحال می خوانیم که:

« قسم به فرقِ شکسته ات بابا              شد حسینت رستگار »

به اشک درخون نشسته ات بابا        شد حسینت رستگار


برگردان (اول )فزت و رب الاصغر          فزت ورب الاکبر      فزت ورب العباس


برگردان(دوم)زمزمه ی روی لبم یاعلی ویا مولا                   فزت ورب الشهدا فزت ورب الزهرا

برگردان (سوم)به دل شکسته سوگند 

   به غریب کوفه سوگند 

   به خدای کعبه سوگند       شد حسینت رستگار

                             

ای دلت دریای بی طوفان علی

نام تو    آغاز بی   پایان علی

آیه های    محکم قرآن   علی                  

شد حسینت رستگار


همچو رویت لاله گون شد پیکرم

ازصدا هرگز نیفتد   حنجرم

می زنم فردا به نیزه منبرم                     

شد حسینت رستگار


این گلو چشم انتظار خنجراست

این شهادت وعده ی پیغمبر است

رویت از آب گوارا خوش تر است             

  شد حسینت رستگار


جلوه کن در قلب طوفان ، نوح من

می دهد بویت نوازش ، روح من

می برد غم از دل مجروح من                 

شد حسینت رستگار


بغض سرتا پا تکلّم یا علی

قلب خالی از تلاطم یا علی

ای شهید جهل مردم یا علی                    

شد حسینت رستگار


می رود کم کم بمیرد انتظار

سرگذارد روی دوش من بهار

با دلی آرام و گامی استوار                   

شد حسینت رستگار


ای که بر تو راز نا بگشوده نیست

پیش رویت راه نا پیموده نیست

عاشقت را سر به تن آلوده نیست            

  شد حسینت رستگار


یا علی کوچه ندارد کربلا

تا بگیرد سر به دیوارش مرا

لست اصبر عن فراق المرتضی  

شد حسینت رستگار


از ازل سرگرم تن ، این سر نبود

روح من آغشته ی پیکر نبود

خونم از خون تو  رنگین تر نبود        

شد حسینت رستگار


یا علی موسای تو در کربلا

می شکافد نیل شب را بی عصا

ای پس از سوء القضاحسن القضا         

شد حسینت رستگار


برگلویم خنجری خوش کرده جا

می کند آماده ، معراج مرا

اصلی الثّابت وفرعی فی السّما              

شد حسینت رستگار


می رسد صبح شب یلدای من

ازسر نی لیله الاسرای من

عشق من ، مولای من ، بابای من          

شد حسینت رستگار


من که دیدم داغ بیرون از شمار

من که مردم ، تشنه هفتاد ودوبار

ساحلی آسوده وصفم کرده یار              

شد حسینت رستگار


یا علی من شعله ی آه توام

حاصل اشک سحرگاه توام

گریه های مانده در چاه توام             

شد حسینت رستگار


یا علی زخم سرت بی مرهم است

کربلا یک کوفه ابن ملجم است

ای که دیدارت زوال هر غم است      

  شد حسینت رستگار


ای ملائک باده گردانت علی

سر بگردان سوی مستانت علی

کربلا پایان هجرانت علی                

  شد حسینت رستگار


متن پیش از نوحه از برادر سعید رمی می باشد .

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( دوشنبه 90/10/5 :: ساعت 11:7 صبح )
»» دوبیتی

به لبخندی به اشکی گفتگویی

برادر تازه کن تازه گلویی

به آتش می سپارم تار و پودم

که ازتوکم نگردد تارمویی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » یا رب الحسین... ( پنج شنبه 90/10/1 :: ساعت 8:13 صبح )
<   <<   11   12      >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

مگر دعای تو فکری به حال ظهور کند...
اشفعی لنا( نوحه)
شاید زبان دل مولا باشد در سوگ بانوی دو عالم...
فقط به دست تو بوسه زده رسول خدا...
تا شهادت با ولایت فاطمه...(نوحه)
شاید زبان دل علی(ع) باشد...(مرثیه)
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 15
>> بازدید دیروز: 46
>> مجموع بازدیدها: 281653
» درباره من

..:: پنجمین لبخند خدا ::..

» فهرست موضوعی یادداشت ها
نوحه[26] . نوحه تاسوعا[17] . نوحه حضرت عباس[14] . نوحه عصر عاشورا[7] . شعر عاشورایی[6] . پوررکنی[6] . حسین بادروج[4] . دوبیتی[4] . دفاع مقدس[3] . شعر حضرت زهرا[3] . حضرت زهرا[3] . شعر دفاع مقدس[3] . فقه و عاشورا[3] . شهید[3] . نوحه عاشورا[3] . شهدا و دفاع مقدس[2] . نوحه حضرت زینب[2] . شعر شهید[2] . امام زمان[2] . شعر امام زمان[2] . شبهات عاشورایی[2] . دوبیتی عاشورایی[2] . دوبیتی فاطمی . رجز . زبان حال رباب . زبان حال رقیه . زبان حال زینب . شبهات عاشورا . دو بیتی . دو بیتی حضرت عباس . دوبیتی عاشوارایی . شرح حال رباب . شعر امام حسن . شعر امام حسین . شعر انتظاز . شعر حضرت عباس . شعر دزفول . اولین همسر امام حسین . اماعصر . امام حسین . حصرت عباس . حضرت رینب . تحقیقات عاشورایی . حاج رضا . حضرت زینب . حضرت علی اصغر . حضرت علی کبر (ع) میلاد حضرت علی اکبر . حمیده دخترمسلم . خبر شهادت مسلم . خطبه حضرت زینب . دزفول . شعر عاشواریی . شعر شهدا . شعر فاطمی . شعر نو عاشورایی . شعر نو و عاشورا . شعر نوعاشورایی . شهدا . مبانی فقهی قیام عاشورا . متن نوحه . متن نوحه تاسوعا . متن نوحه عاشورا . مراثی . مرثیه . مرثیه اصغر . مرثیه حضرت عباس . مرثیه رباب . مسلم . نوجه . نوجه حضرت زهرا . نوحه حضرت عاباس . نوحه حماسی . نوحه صبح عاشورا . عاشورا . عصر عاشورا . علی خاکی . نوحه ابا الفضل . نوحه ابوالفضل علیه السلام . نوحه امام حسن . نوحه امام حسین . نوحه امام حسین علیه السلام . نوحه با محوریت امام زمان(عج) . نوحه با محوریت نماز . نوحه عصرعاشورا . نوحه علی اصغر علیه السلام . نوحه علی اکبر . نوحه محاوره ای .
» آرشیو مطالب
حضرت زهرا(س)
پزوهش های عاشورایی ( مبانی فقهی قیام غاشورا)
پزوهش های عاشورایی( بازخوانی مراثی)
شعر عاشورایی( امام حسین(ع)
شعر عاشواریی( حضرت عباس(ع)
شعر عاشورایی - حضرت زینب
شعر عاشورایی( توصیفی)
شعر عاشورایی ( حضرت علی اکبر(ع))
شعر عاشواریی ( علی اصغر(ع)
نو حه ( حضرت عباس)
نوحه ( حضرت علی اصغر)
نوحه ( حضرت علی اکبر)
نوحه عصر عاشورا( حضرت زینب(ع))
نوحه عصر عاشورا( امام حسین(ع) )
دو بیتی
نوحه عصر عاشورا( رباب)
نوحه عصر عاشورا
نوحه با محوریت نماز
دفاع مقدس
نوحه ( امام حسن مجتبی(ع)
نوحه ( با محوریت امام زمان(عج)
امام زمان (عج)
مهر 96
آبان 96

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب